سطح ترومای نخاعی
در کل نخاع را از لحاظ تشریحی به سطوح :
کرانیواسپانیال ( محل اتصال نخاع به مغز) ،
ضخیم شدگی گردنی ،
بخش توراسیک،
ضخیم شدگی کمری،
خروط نخاعی و
ریشه های مخروط نخاعی تقسیم می کنیم.
جدول کاربردی سطح آسیب نخاعی
|
ترومای مهره ای در ناحیه گردنی با عواقب وخیمی همراه است که می توان به فشردگی نخاع و هماتومیلی اشاره کرد .که با مرگ و میر زیادی همراه است .35 تا 70 درصد (لوسیک 1994) صدمات وارده به C1 تا C4 ( محل اتصال جمجمه و نخاع ) باعث تتراپلژی فوقانی می گردد که همراه با اختلالات زیر است :
-اختلالات حرکتی در اندام های فوقانی و تحتانی
اختلالات حسی و اندام لگنی
اختلالات تنفسی به علت عدم عصب رسانی به عضلات دیافراگم و عضلات بین دنده ای – شکمی همراه است.
بیمارانی که از ترومای در سطح بالای C4 آسیب می بینند ، نیاز به دستگاه تنفس مصنوعی دارند و نمی توانند به هیچ وجه از خود نگهداری کنند. سطح عصبی ضخامت نخاعی در C5 می باشد و باعث خم شدن آرنج و چرخش رادیال مچ می شود.
در سطح C7 امکان خم کردن آرنج و باز کردن آن وجود دارد که همچنین موجب فلکسیون و اکستانسیون مچ دست می گردد
در سطح C8 هم علاوه بر این حرکات ، انجام خم کردن انگشتان صورت می گیرد . آسیب به نخاع سینه ای ، با فلج و یا پارزی پاها همراه است (در دوره ی شوک نخاعی به صورت فلج شل و پس از آن فلج اسپاستیک خود را نشان می دهد )
آسیب در سطح مهره های فوقانی سینه ای باعث اختلال در عضلات تنفسی سینه می گردد که با ضعف تنفسی و ضعف عضلات پستی خود را نشان می دهد و همچنین باعث اختلالات اندام های لگن خاصره می شود
معمولا در سطوح Th10-Th12 عضلات پرس شکمی در گیر می گردند ؛و در سطوح پایین تراز T12 معمولا اختلالات تنفسی نداریم؛ احیای حرکات درآسیب نخاعی Th9 به سختی صورت می گیرد ، هر چه سطح آسیب انتهایی تر باشد امکان حرکت پاها بیشتر است .
در سطح آسیب Th1 و پایین تر از آن ، حرکات دست برقرار است واین بدین معنی می باشد که بیمار می تواند کارهای شخصی اش را انجام دهد و با ویلچر حرکت کند.
از عواملی که باعث پیش آگهی مطلوب این بیماران میباشد عدم اختلال عضلات لگن ، فلکسیون پاها در مفصل لگن ، حفظ عملکرد عضله 4 سر ران ،حتی اگر یکطرفه باشد وهمچنین چنانچه حس پروپریوسپتو در مفاصل لگن و مچ پا محفوظ باشد باز هم باعث پیش آگهی خوبی می گردد ؛و در عین حال ضعف اکستانسورها و آبداکتورهای ران را می توان به وسیله ی عصا جبران کرد؛ و ضعف عضلات مچ پا را میتوان با دستگاههای مخصوصی که به این منطقه متصل می شوند جبران نمود .
.بیشترین نمره ای که برای ارزیابی این 5 گروه عضلانی به بیماری دهیم ((30)) می باشد
چنانچه امتیاز کمتر از 40 درصد داشته باشد، پیش بینی می شود که به دو دستگاه فیکساتور نیاز می باشد.
پس به این ترتیب تعیین پیش آگهی بیماران نخاعی از اهمیت زیادی برخوردار است و معاینه به ما کمک می کند تا پایین ترین سطح نخاعی که توسط آن ،حس و حرکت موجود می باشد را تعیین کنیم و برای معاینه از هر طرف (چپ و راست)10 میوتوم ( بخشی از عضلات که توسط سگمان های نخاعی عصب رسانی می شود) و 28درماتوم ( بخشی از پوست که توسط سگمان های نخاعی عصب رسانی می شود) را بررسی می کنیم .
در تابلوی 901 ، مهمترین گروه های عضلانی برای هر میوتوم موجود می باشد
قدرت عضلات بر اساس نمره بندی 5-0 مشخص می گردد
نمره صفر مساوی با فلج کامل می باشد و امتیاز 5 یعنی وضعیت نرمال است .
عصب رسانی عضلات را از شماره یک الی 3 دسته بندی می کنیم ؛و برای هر درماتوم نقاط اصلی عصب گیری در جدول نشان داده شده است.
چنانچه پس از یک ماه بیمار تتراپلژیک ، قدرت خم کننده های بازویش صفر باشد نمی توان انتظار داشت که پس از یک سال اکستانسورهای مچ دست کار کنند .
اگر پس از یکسال قدرت فلکسورهای بازو به یک یا دو برسد ،می توان انتظار داشت که عضلات بازکننده مچ دست ،کارشان را از نو سر بگیرند و چنانکه قدرت عضلانی که بازو را باز می کنند پس از یک ماه نمره ی
یک ویا دو بگیرد پس از یکسال معمولا ٌ قدرت این عضلات به بالاتر از 3 می رسد
فضایی متفاوت در ارایه مطالب فرهنگی علمی گردشگری اجتماعی توسط تیم پزشکی درمانی کلینیک درد ماهان