اثرات آسیب طناب نخاعی بستگی به نوع و شدت ضایعه و سطح آسیب دارد. از نظر شدت ضايعه ، آسیب های نخاعي به دو دسته كامل و ناقص تقسيم مي ‌شوند.

در آسیب کامل هیچ گونه عملکرد حسی و حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود ندارد. هر دو طرف بدن به یک اندازه تحت تاثیر قرار می گیرد. نبود عملکرد حرکتی و حسی پایین تر از سطوح ضایعه مشخصه ضایعه ی کامل در نظر گرفته می شود. آسیب کامل بیشتر در ارتباط با قطع عرضی نخاع ، صدمات عروقی شدید ، کشش ‌های طولی طناب نخاعی و یا فشارهای شدید به نخاع است. در ضایعات کامل به دلیل قطع ارتباط نخاع با مغز ، ادراک حسی وکنترل حرکتی فرد مختل شده و در این موارد پیش آگهی جهت برگشت عملکرد حسی-حرکتی ضعیف است.


 شواهد اخیر نشان می دهند که عملکرد حرکتی در کمتر از 5 درصد افراد گرفتار ضایعات کامل نخاعی بازگردانده می شود. توجه داشته باشيد كه حتي در يك آسيب نخاعي كامل نيز ممكن است نخاع به ‌طور كامل قطع نشود. در بسياري از موارد ، فاصله‌اي كه در نخاع وجود دارد به دليل پر شدن توسط خونريزي‌ هاي داخل نخاعي مدتي پس از آسيب اوليه حفره ‌اي ايجاد مي‌كنند كه اجازه انتقال سيگنال ‌ها به سمت بالا و پايين را نمي ‌دهد.

در آسیب ناقص نخاعی حفظ قسمتی از عملکردهای حسی یا حرکتی زیر سطح اولیه ی ضایعه وجود دارد. در يك آسيب نخاعي ناقص ، نخاع قابليت فرستادن و دريافت برخي پيام‌ ها از مغز را دارد. بنابراين ، اشخاصي كه به آسيب ‌هاي ناقص مبتلا مي‌ شوند قادر خواهند بود تا برخي اعمال حسي و حركتي را در پايين ناحيه آسيب ديده حفظ كنند. شواهد نشان می دهند که عملکرد جنبشی یا حرکتی در بیش از 95 درصد افراد گرفتار ضایعات ناقص نخاعی بازگردانده می شود.

تعیین و مشخص نمودن سطح واقعی آسیب در کامل کردن پیش بینی ها در مورد نواحی خاص بدن که ممکن است متاثر از فلج و کاهش عملکرد قرار گرفته باشند ضروری است. علایم مشاهده شده بعد از یک ضایعه ی نخاعی از لحاظ موقعیت متفاوت می باشد. با اینکه پیش آگهی ضایعات کامل معمولا قابل پیش بینی هستند ، علایم ضایعات نخاعی ناقص متغیر می باشند. بنابراین ، کامل کردن پیش آگهی این نوع از آسیب ها مشکل می باشد.


آسیب های گردنی یا سرویکال معمولا منجر به فلج چهار اندام یا کوادری پلژی می شوند.

آسیب در بالای سطح سگمنت C4 ممکن است تنفس فرد را دچار مشکل کرده و به هوارسانی نیاز باشد. در آسیب به سگمنت C5 اغلب کنترل شانه و عضله ی دوسر وجود داشته اما هیچ کنترلی در مچ و دست وجود ندارد. در آسیب به سگمنت C6 معمولا کنترل مچ دست وجود داشته اما هیچ عملکردی در دست وجود ندارد. افرادی که دچار آسیب در سگمنت C7 و T1 شده اند می توانند دست های خود را راست کنند اما ممکن است هنوز مشکلاتی در دست و انگشت ها داشته باشند.


 آسیب در سطح توراسیک و زیر آن منجر به فلج اندام های تحتانی یا پاراپلژی شده و اندام های دست تحت تاثیر قرار نمی گیرند. در سگمنت های T1 تا T8 اغلب بیشترین کنترل در دست ها وجود داشته ، اما کنترل ضعیف بالاتنه در نتیجه ی نبود کنترل عضله ی شکمی وجود دارد. آسیب های T9 تا T12 امکان کنترل خوب بالاتنه و عضله ی شکمی را فراهم می کنند. تعادل نشستن بسیار خوب می باشد.

آسیب های کمری یا خاجی منجر به کاهش کنترل فلکسورهای استخوان لگن و پاها می شوند.

آسيب ‌هاي نخاعي بيش از همه در نواحي گردن ، انتهاي تحتاني قسمت سينه ‌اي ستون مهره ‌ها و كمر ايجاد مي ‌شوند. از نظر محل آسيب ، ضايعاتي كه در قسمت‌ هاي بالاتر نخاع هستند فلج بيشتري ايجاد مي‌كنند. به‌ عنوان مثال ، يك آسيب‌ نخاع در ناحيه گردن مي ‌تواند هر دو دست و پا را فلج كرده و حتي امكان تنفس بدون استفاده از دستگاه را غير ممكن سازد. از سوي ديگر ، آسيب ‌هاي نواحي پايين ‌تر فقط پاها و قسمت تحتاني بدن را تحت تاثير قرار مي‌ دهند. علت اين موضوع ، عدم توانايي نخاع در انتقال سيگنال‌ ها به سمت بالا و دريافت آنها در اثر ايجاد فاصله و به ‌هم خوردن يكپارچگي آن است. بنابراين عملكرد بدن در زير ناحيه آسيب ديده مختل مي ‌شود

انجمن آمریکایی آسیب نخاعی(ASIA) یک رده بندی بین المللی بر مبنای پاسخ های نورولوژیکی ، آزمایش شده در هر درماتوم و کشش ده عضله ی کلیدی در هر طرف بدن مانند شانه(C4) ، خمش آرنج(C5) ، کشش مچ(C6) ، کشش آرنج(C7) ، خمش خاصره(L2) تعریف و مشخص نمودند. آسیب طناب نخاعی ضربه ای یا تروماتیک به پنج رده توسط انجمن آمریکایی ASIA و سیستم رده بندی بین المللی آسیب طناب نخاعی طبقه بندی گردید:

-درجه A ضایعه نخاعی کامل را نشان می دهد که در آن هیچ عملکرد حسی یا حرکتی در سگمنت های خاجی(ساکرال) S4-S5 وجود ندارد.

- درجه B ضایعه ناقص نخاعی را نشان می دهد که در آن عملکرد حسی وجود داشته اما عملکرد حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود ندارد و شامل سگمنت های خاجی S4-S5 می باشد. این درجه یک مرحله ی گذرا بوده و چنانچه فرد هر گونه عملکرد حرکتی خود را در سطوح پایین تر از ضایعه بدست آورد ، درجه ی آسیب فرد به ضایعه ناقص حرکتی C یا D تبدیل می شود.

-درجه C ضایعه ی ناقص نخاعی را نشان داده که در آن عملکرد و قدرت حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود داشته و بیش از نیمی از عضلات کلیدی زیر سطح ضایعه درجه ی عضله کمتر از 3 دارند ، که نشان از حرکت فعال می باشد اما قدرت حرکتی قابلیت انجام کار ندارد و بی فایده است. 50 درصد عضلات زیر سطح آسیب برخلاف نیروی گرانی عمل نمی کنند یعنی آنها به قدر کافی قوی نیستند تا بتوان از آنها به شیوه درستی استفاده کرد.

-درجه D ضایعه ی ناقص نخاعی را نشان می دهد که در آن عملکرد و قدرت حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود داشته و حداقل نیمی از عضلات کلیدی زیر سطح ضایعه درجه عضله ی 3 یا بیشتر دارند. قدرت حرکتی قابلیت کار را دارد اما از حد طبیعی کمتر است. 50 درصد عضلات زیر سطح آسیب در خلاف گرانی عمل می کنند.

-درجه E عملکرد حرکتی و حسی نرمال را نشان می دهد و عملکرد اسفنکترها طبیعی است.

-دیمیتریجکتیو یک درجه ی اضافی را پیشنهاد داد که ضایعه ی دیسکامپلیت نامیده می شود ، که از لحاظ بالینی آسیب کامل بوده اما با شواهد نوروسایکولوژی تاثیرات مغزی موجود بر روی عملکرد طناب نخاعی زیر سطح ضایعه همراه می باشد.

به علاوه چندین سندرم بالینی مرتبط با ضایعات ناقص نخاعی وجود دارند:

-سندرم  طناب مرکزی با از دست رفتن بیشتر عملکرد اندام های حرکتی فوقانی در مقایسه با اندام های حرکتی تحتانی همراه می باشد.

-سندرم بروان سکوارد ناشی از آسیب به یک سمت طناب نخاعی بوده که باعث ضعف و از دست رفتن حس پروپریوسپشن در سمت آسیب و از دست رفتن حس درد و دما در سمت دیگر می شود.

-سندرم طناب پیشین(قدامی) ناشی از آسیب به بخش قدامی طناب نخاعی بوده و باعث ضعف و از دست رفتن احساس درد و دما در زیر سطوح ضایعه شده اما حس پروپریوسپشن معمولا در قسمت خلفی نخاع حفظ می شود.

-تابس دورسالیس ناشی از آسیب به قسمت خلفی طناب نخاعی بوده ، که معمولا از بیماری های عفونتی مانند سفلیس نشات می گیرد و باعث از دست دادن حس لامسه و حس پروپریوسپشن می شود.

-سندرم مخروط انتهایی از آسیب به نوک طناب نخاعی واقع شده در مهره ی L1 ناشی می شود.

-سندرم دم اسب ، آسیب جدی طناب نخاعی نبوده اما به ریشه های نخاعی در زیر مهره ی L1 آسیب وارد می کند.


منبع : بدن انسان