طریقه صحیح بلند کردن اجسام

همیشه قبل از بلند كردن اجسام ، وزن آن ها و فاصله جابجایی را در نظر بگیرید.اگر بار خیلی سنگین است ، از دیگران كمك بگیرید.

بهترین روش برای بلند کردن اجسام سنگین از روی زمین آن است که:
۱. پاها را صاف بر روی زمین بگذارید و تا حد ممکن نزدیک جسم بایستید.
۲. سپس زانوها را خم کرده و فرم بدنتان را مانند حالت زانو زدن کنید.
۳. پشت‌تان را تا حد امکان صاف نگهدارید.
۴. عضلات شکم و باسن را به داخل جمع کنید.
۵. برای تحمل وزن جسم به عضلات پا تکیه کنید.
۶. جسم را هنگام بلند کردن نزدیک به خودتان بگیرید.
۷. در مواقع بلند کردن جسم زانوهای‌تان را خم نگهدارید.
۸. جسم را آهسته و به‌‌تدریج بلند کنید.

 

 

در مورد زمین گذاشتن اجسام هم باید همین کارها را تکرار کنید.

 

 

 


منبع:دکتر شجاعی. فیزیوتراپیست های بدون مرز

وقتي ستون فقرات به ستوه مي‌آيد


کمردرد

كارهاي روزانه ما مي‌تواند روي ستون فقرات اثرات منفي داشته باشد، مثلا يك كارگر در محل كار خود با انجام غلط حركات مي تواند به ستون فقرات خود صدمه بزند.

اين صدمه مي تواند با يك حركت ناگهاني با فشار زياد ايجاد شود، مانند بلند كردن ناگهاني يك جسم سنگين از روي زمين، يا مي‌تواند در اثر تکرار حركات غلط و با فشار كم روي ستون فقرات، به مرور زمان ايجاد شود.

هميشه درد يك علامت خطر است و بايد به آن توجه كرد.درد ستون فقرات نشانه به ستوه آمدن ستون فقرات از كارهاي غلط شماست.

اكنون بايد ياد بگيريم چگونه كارهاي روزانه خود را به طور صحيح انجام دهيم تا كمترين فشار را به ستون فقرات وارد کنيم.

 

جلوگيري از صدمه كمر با انجام حركات مناسب

براي در امان بودن از صدمات كمر، بايد خطرزايي هر فعاليت را با به‌كارگيري اصول ساده ي زير به حداقل برسانيم:

1- هيچ‌گاه خميده راه نرويد. زماني كه ايستاده يا نشسته‌ايد، انحناي پايين كمر را به حالت طبيعي خود نگه داريد.

کمردرد

2 - براي بلندکردن یا برداشتن اجسام از روی زمین هرگز كمر خود را خم نکنيد، بلكه زانوها را خم کنيد و آن جسم را از زمين بلند كنيد. با اين كار مركز ثقل بدن از ناحيه كمر به آرنج انتقال مي‌يابد و با برداشتن جسم، كمترين فشار به ستون فقرات تحميل مي‌گردد.


3 - وقتي مي‌خواهيد باري را حمل كنيد، بار را به بدن خود نزديك كنيد. در صورتي كه مجبوريد باري را در يك سمت خود به وسيله دست حمل نماييد، سعي كنيد چرخشي روي ستون فقرات ايجاد نكنيد.


4 - براي مدت طولاني در يك وضعيت ننشينيد، به خصوص رانندگان و کارمندان پشت میز نشین بهتر است پس از مدتي كار كردن، 12 دقيقه راه بروند و دوباره به كار مشغول شوند.

در هنگام نشستن سعي کنيد قوس كمر در حد مطلوب حفظ شود و از خم شدن روي فرمان اتومبيل يا ميز كار خودداري نماييد.


5 - حتي‌الامكان سعي کنيد از تشك‌هاي طبي مناسب براي خوابيدن استفاده نماييد، طوري كه كمر در حالت صاف باقي بماند.


6 - زماني كه مي‌خواهيد داخل خودرو برويد، ابتدا روي صندلي بنشينيد و سپس پاها را به داخل خودرو ببريد. صندلي خودرو را طوري تنظيم كنيد كه زانوها بالاتر از لگن قرار بگيرند. فاصله صندلي طوري تنظيم شود كه زاويه آرنج در هنگام گرفتن فرمان كمي بيشتر از 90 درجه باشد. هنگامي كه مجبوريد براي زمان طولاني رانندگي كنيد، بهتر است هر 2 ساعت يك بار توقف كرده و از اتومبيل پياده شويد و چند قدمي راه برويد و حركات كششي انجام دهيد.


7 - براي قرار دادن اشيا در قفسه‌ها بهتر است كه اشياي سبك در قفسه‌هاي پايين و اشياي سنگين در قفسه‌هاي بالايي قرار گيرند تا فشار كمتري بر ناحيه كمر وارد شود. براي گذاشتن اشياي سنگين در قفسه‌هاي بالا يا برداشتن آنها، روي پنجه‌هاي پاهايتان بلند نشويد، بلكه از يك چهارپايه استفاده كنيد.


8 - براي ورزش كردن، ابتدا از حركات كششي سبک شروع نماييد و بدن خود را گرم کنيد. سپس ورزش‌هاي سنگين را انجام دهيد.

كوله پشتي ، عامل كمردرد در كودكان

بسياري از افراد دچار كمردرد هستند و اين درد يكي از شايع‌ترين علل مراجعه به پزشك است. كودكان نيز خيلي زودتر از آنچه تصور مي‌شود كمردرد را تجربه مي‌كنند و استفاده از كوله‌پشتي‌هاي سنگين يكي از علل اصلي ابتلا به اين درد است. علاوه بر اين ، حمل نامناسب اين كوله‌پشتي‌ها هم كودك را در معرض مشكلات متعدد قرار مي‌دهد.

معمولا كمردرد ناشي از حمل بار مكرر و وضعيت حركتي نامناسب ، ضعيف‌تر شدن كودكان در زمان اخير و بي‌تحركي آنها منجر به ناتواني برداشتن بار كوله‌پشتي مي‌شود. اگر گاهي كودك از مشكلات مختلف شامل درد كمر ، گردن و شانه‌ها، سوزش كتف و دست،‌خميدگي كمر ، مشكل در برداشتن و درآوردن كوله‌پشتي ، قرمزي يا درد شانه‌ها شكايت كند ، حرف او را جدي بگيريد.
علل اصلي مربوط به آسيب عبارتند از:

- عدم تعادل عضلاني: به معني ضعف زياد ناحيه شكمي، شانه‌ها و قسمت‌هاي پاييني تنه.
- وضعيت خميده: در حالت ايستادن و نشستن
- تغييرات وضعيت بدن و صورت
قوسي شدن كمر، و پيدا كردن انحناء به يك سمت
اين فاكتورها ممكن است باعث وارد آمدن فشار بر ستون فقرات شود كه به نوبه خود بر مهره‌ها اثر منفي مي‌گذارد. زماني كه كوله پشتي سنگين باشد يا به طور مناسب بر پشت قرار گيرد، عضلات سخت‌تر كار مي‌كنند كه منجر به فشار و خستگي مي‌شود كه نهايتا كمر، گردن و شانه‌ها را نسبت به صدمات حساس‌تر مي‌كند.
توصيه‌هاي مفيد:

- دقت كنيد وزن كوله‌پشتي از 15 درصد وزن كودك بيشتر نشود.

2- هر دو بند كوله پشتي را بر شانه‌هاي او بيندازيد. اين كار به توزيع مناسب وزن بر پشت كمك مي‌كند و در صورتي كه كمربند هم دارد از آن براي كاهش وزن بار بر شانه‌ها و گردن استفاده كنيد.

3- مطمئن شويد كوله‌ پشتي درست در وسط كمر قرار گرفته و پايين‌تر از دور كمر كودك قرار نگيرد. بندهاي كوله پشتي بايد حالتي آزاد داشته باشند تا حركت آزادانه دست‌ها را بدون خم شدن ستون فقرات ممكن سازند.

4- براي قرار دادن كتاب‌ها و ساير وسايل در كوله‌پشتي و نيز در حمل آن به كودك كمك كنيد. در صورت لزوم از كودك بخواهيد يكي دو كتاب را در دست خود نگه دارد.

5- به حرف كودك توجه كنيد. اگر پيوسته از درد و ناراحتي شكايت دارد او را ملامت نكنيد. در اين شرايط او را براي معاينه وضعيت كمر نزد متخصص ببريد.

6- تعذيه مناسب و ورزش منظم در جلوگيري از صدمات جسمي در طول زندگي نقش مهمي دارند. به اين دو فاكتور مهم سلامت كودكان توجه داشته باشيد.

هر چه كودكان قوي‌تر شده عضلاتشان بيشتر در حالت تعادل شكل گيرند، توانايي‌شان براي تحمل اين وزن‌ها و ساير استرس‌ها در آينده افزايش خواهد يافت. اين كار نيازمند كمي آگاهي و مراقبت از سوي والدين است.

 منبع: وبلاگ دکتر شجاعی

عواقب و مشکلات آسیب ستون فقرات و نخاع

مشکلاتی که پس از آسیب ستون فقرات  و نخاعی  ایجاد می شود  بدین صورت تقسیم  بندی می شود (بابچینکو 1994 و yarkony 1994  )


1-مشکلات التهابی- عفونی 
2-مشکلات نروتروفیک و عروقی 
3-اختلالات اندام های لگنی
4-عواقب ارتوپدیک

عواقب التهابی –عفونی می توانند زودتر ظهور کنند (در مرحله حاد ) ویا دیرتر ظاهر شوند . در  مرحله ی ابتدایی و حاد بیماری ،فرآیند التهابی – عفونی معمولا ً در درجه اول با عفونت مجاری تنفسی و مجاری ادراری و همچنین زخم بستر که همچون زخم عفونی عمل می کند ظاهر می گردد.

در صدمات باز ممکن است با حالات تهدیدکننده ای همچون اپیدوریت -عفونی- مننگومیلیت عفونی،آبسه ی نخاع،استئومیلیت ستون فقرات همراه می باشد.

 


عواقب دوردست پروسه ی عفونی – التهابی شامل آراکنوییدیت مزمن و اپی دوریت مزمن می باشد.اختلالات نروتروفیک و عروقی به دلیل عدم عصب رسانی بافت ها  (      denervation  )بافت ها و ارگان ها پدید می آیند و در بافت های نرم این بیماران به سرعت زخم بستر ایجاد میشود،و زخمهای تروفیکی که به سختی بسته میشوند تشکیل می گردد.زخم های بستر و زخم های تروفیک دروازه ی ورود عفونت ها میباشند که 20 تا 25  موارد باعث مرگ بیمار می گردند(حیدر 1997)


هنگامی که قطع نخاع داشته باشیم معمولا ًادم سفت اندام های تحتانی ظهور می کنند و همچنین ممکن است اختلالات متابولیک(هیپوپروتینمی،هایپرکلسمی،افزایش قند خون)،استئوپروز،آنمی داشته باشیم.


اختلال در عصب رسانی نباتی اندام ها باعث اولسرهای کولون،انترکولیت،گاستریت،و خونریزی های گوارشی ،اختلالات کبدی ،کلیوی ،پانکراس می شود .در  بیماران به سرعت در مجاری صفراوی و ادراری ممکن است سنگ  تشکیل گردد.

اختلال در عصب رسانی سمپاتیک قلب باعث برادیکاردی ،اختلالات ریتم،هایپوتانسیون ارتوستاتیک و حتی وخیم تر شدن ایسکمی قلبی می گردد و با این حال بیمار ممکن است درد را حس نکند .


در رابطه با سیستم تنفسی ،60% بیماران در مراحل اولیه دچار پنومونی می گردند که یکی از دلایل  مرگ این بیماران  می باشد (1993 همکاران وDevivo  )

یکی دیگر از عواقبی که گاهی اوقات منجر به مرگ این بیماران می گردد ،ترومبوز وریدهای عمقی می باشد که بر اساس داده های مختلف در 47 تا 100  درصد  بیماران رویت می شود بیشترین ریسک ترومبوز در دو هفته اول می باشد که متعاقب آن ممکن است آمبولی وریدی نیز روی دهد که در 5 درصد  بیماران نخاعی اتفاق می افتد و یکی از دلایل عمده مرگ این بیماران میباشد و در عین حال به خاطر آسیب نخاعی ،علائم این بیماری ممکن است مشاهده نگردند(درد سینه ،دیس پنه،خلط خونی ). اولین علائم این بیماران ممکن است آریتمی باشد.

متخصصین توانبخشی باید یکی دیگر از عواقب ترومای نخاعی یعنی دیس رفلکسی آتونوم را نیز به خاطر داشته باشند،که شامل واکنش سمپاتیک شدید در برابر تحریکات دردناک و سایر تحریکات در بیمارانی که آسیب  بالای  th1  دارند ،اتفاق می افتد .بر اساس گفته متخصصان  از 47 تا 100 درصد  این عارضه  در بیماران مشاهده می گردد. معمولا در مدت دو ماه یا بیشتر از زمان تروما  این عارضه بروز می کند( lindan 1980  )


دلیل این درد می تواند ،ایمپالس های دردناکی باشد که به دلیل کشیده شدن عضلات مثانه،کاتتریزاسیون،معاینه زنان و معاینه رکتوم روی  دهد.

 در حالت فیزیولوژیک، ایمپالس های درد و حس مفصلی از طریق ستون خلفی نخاع و از راه اسپاینوتالامیک به مغز می رسند  و حدس می زنند که در قطع نخاعی ها ،این ایمپالس ها در سطح نخاع سیر می کنند و نرون های سمپاتیک را تحریک می کنند و باعث انفجار سمپاتیک
می گردند و از طرفی دیگر راههای پایینی ، روی نخاع خاصیت مهاری خود را از دست می دهند ،درنتیجه اسپاسم عروق محیطی و عروق احشایی ایجاد می شودکه به بالا رفتن شدید فشار خون می انجامد  که این هم  به نوبه خود  ممکن است  باعث خونریزی  مغزی ،کما  و غیره گردد. ( Erickson1980 )

 یکی دیگر از عواقب ضربه نخاعی ، اسیفیکاسیون  هتروتوپیک  (استخوان سازی  نابجا ) می باشد که معمولا ً در 6 ماه اول پس از تروما روی میدهد(در 53-16% بیماران)  این استخوان سازی نابجا فقط در نواحی تحتانی تر از کانون آسیب ، دیده می شود که معمولا ً مفاصل بزرگ بدن را  گرفتار می کند (مفصل لگن ،زانو،آرنج،بازو)


اختلالات اندام های لگنی با اختلالات ادراری و مدفوع تظاهر می کنند. درمرحله شوک نخاعی احتباس ادرار روی می دهد که به دلیل سرکوب شدید رفلکس های نخاعی می باشد و پس از اتمام شوک نخاعی ، عملکرد مثانه به سطح آسیب بستگی دارد .

در آسیب فوق سگمانی ،ادرار کردن مختل می گردد ( به شکل هدایتی) 

صدمات وارد به سگمان ها ی S2-S4  موجب رتانسیون ادراری  می شود  که دلیل آن افزایش فشار اسفنکتر خارجی مثانه می باشد و ممکن است ادرار کردن پارادوکسال  روی دهد ،یعنی با اینکه مثانه پر است ادرار قطره قطره خارج می شود ؛و پس از بازگشت سیستم خودکار نخاع ( 3-2 هفته پس از تروما و گاه دیرتر رخ می دهد ) مثانه رفلکسیو شکل می گیرد . پس از شروع   به کار  مرکز نخاعی ادرار کردن  در مخروط نخاعی ،  مثانه به    شکل رفلکسی در پاسخ به فشار به رسپتورهایش  تخلیه می گردد ؛و در این حالت ادرار کردن ارادی (کورتیکال ) وجود ندارد.

ادرار به دفعات مکرر و با مقادیر کم تخلیه می گردد. ممکن است به صورت پارادوکسال ادرار قطع گردد و در عین حال احساس عدم تخلیه مثانه ،دال بر سالم بودن بخشی از نخاع می باشد (یعنی راههایی که از مثانه به کورتکس ختم می شوند).

در حالی که خالی شدن مثانه که بیمار آنرا حس نمی کند ،دلیلی بر از میان رفتن راه عصبی می باشد .

احساس ادرار کردن و عدم ارضاء در مواقع تخلیه نا کامل مثانه ،خود دلیلی بر سالم بودن برخی راه های عصبی  نخاعی است (حس دما ،درد،حس مفصلی ) در اختلالات فوق سیگمانی می توان از تست آب سرد استفاده کرد بدین صورت که آب سرد را با کاتتر و با فشار وارد می کنند ( 50 میلی لیتر) وگاهی همراه آب ،کاتتر نیز با فشار از مجرای ادراری بیرون می زند . همچنین تونوستیه ی اسفنکتر خارجی نخاع هم بالا می رود.با گذشت زمان تغییرات دیستروفیک و اسکاری در مثانه روی می دهند که باعث از بین رفتن ( دتروزور ) و پژمرده شدن مثانه می گردد. (مثانه بدون رفلکس)

در اثر صدمات  وارده به  سگمان های S2-S4 ، به هنگام پر شدن مثانه ، ممکن است رفلکس لازم جهت خالی  شدن مثانه از بین برود    و مثانه هایپررفلکسیو پدید می آید که از مشخصات آن ،فشار کم داخل مثانه ،کاهش قدرت دتروزور و نزول رفلکس تخلیه ادرار است .

و با توجه به اینکه گردن مثانه الاستیسیته (Elasticity) خود را حفظ کرده است، باعث کشیده شدن بیش از حد مثانه و باقی ماندن مقدار زیادی ادرار در مثانه می گردد و به همین دلیل بیمار زور زیادی برای تخلیه مثانه می زند(به شکم خود فشار می آورد و یا بادست فشار وارد می کند) چنانچه بیمار دست از زور زدن بکشد ،مثانه خالی نمی گردد.تست (آب سرد در این جا منفی است اسفنکتر آنال شل است.)

گاهی اوقات مثانه به خودی خود تخلیه می شود و این اتفاق نه در اثر  مراکز نخاعی بلکه  به خاطر گانگلیونهای اینترامورال ( عقده های عصبی  داخل عضله مثانه ) اتفاق می افتد .
لازم به ذکر است که  احساس کشش مثانه در آسیب کل نخاع کمری – خارجی از بین نمی رود،زیرا مثانه اعصاب سمپاتیک را  از L2-L1-th12-th11

می گیرد.

هرچقدر در مثانه  فرآیندهای دیستروفیک بیشتری صورت پذیرد و گردن مثانه  الاستیسیته خود را از دست دهد ،مثانه آرفلکسیو شکل می گیرد و ادرار به محض آنکه در مثانه جمع شده قطره قطره دفع می گردد.


برای فهم وضعیت نورواورولوژیک مثانه و کلیه باید شرح حال کامل داشته باشیم  در مورد وضعیت دتروزور اسفنکتر ،تغییرات مثانه و کلیه بایداطلاعات کافی داشته باشیم .

  برای این منظور در ابتدا مقدار ادراری را که در یک دفعه دفع می شود محاسبه می کنیم و همچنین مقدار ادرار باقی مانده و حجم مثانه را محاسبه می کنیم ،سپس اسفنکترومتری ، سیستومتری و  سیستواورتروگرافی ،سیستوسکوپی ، تعیین سرعت جریان ادرار ،همچنین آنالیز شیمیایی و باکتریولوژیک انجام می دهیم و آزمایشات CBC ، آنالیز خون  اگر لزومی داشته باشد  رنوگرافی رادیوایزوتوپ و سونوگرافی  کلیتین ازت ادرارباقیمانده  ( BUN)   و اوره را نیز مشخص کنند.


برای انجام اسفنکترومتری و سیستومتری دستگاه های مجهزی وجود دارند ولی در صورت عدم وجود آنها می توان با وسایل ساده تری هم  این کار را انجام داد. به وسیله این دستگاه ها می توان از قدرت باقیمانده  مثانه و فعالیت تونیک دیواره ی آن ،اطلاعات ذیقیمتی کسب کرد.


 در اسفکترومتری هنگامی  که مواد مایع و یا گاز   به صورت رتروگراد وارد مثانه  می شود ،  قادر خواهیم بود  از این طریق  این فشار وارده  را اندازه گیری  نماییم 

برای معاینه مقاومت کلی اسفنکترهای مثانه می توان به وسیله دستگاه فشار خون که آن را به وسیله ی لوله ای به اورترا متصل می کنند ،  فشار اسفنکتری را اندازه گیری کرد.

از سیستومتری و یا سیستومانومتری می توان برای سنجیدن فشار داخل مثانه استفاده کرد بدین ترتیب که مثانه را با مایع با دمای 37 درجه پر می کنند.

عدد صفر مانومتر در سطح مثانه قرار می گیرد و ثبت فشار داخل مثانه ای را با هر 50 میلی لیتر  مایعی که وارد مثانه می کنند   ثبت می کنند،تا جایی که  شخص  دچار احساس  ادرار کردن شود.

700تا 600  سی سی   مایع ،  وارد مثانه می کنند و دستگاه  کیموگراف  هم  انقباضات دتروزر و اسفنکتر  و رابطه  این دو  با  هم بررسی می کند  .تونوس دتروزر  و یا قدرت انفباضی  آنرا بر اساس  مقدار ثابتی که هر دفعه وارد مثانه می شود  اندازه گیری خواهد شد  . اگر افزایش فشار تا    13±103 میلی متر آب باشد  نرمال محسوب می گردد.بر اساس دتروزر و اسفنکتر و ارتباط آن دو با یکدیگر چندین سندرم را در نظر می گیریم. 


سندرم مثانه آتونیک :

بیشتر در آسیب مخروط نخاعی یعنی مکانی که در آن مراکز تنظیم ادرار وجود دارند دیده می شوند .

در سیستومتری 100 سی سی تا  450 سی سی  وارد مثانه می کنیم   فشار مثانه از  صفر  بالاتر نمی رود .

هنگامی که تزریق  زیاد مایعات  تا 750 میلی لیتر با افزایش  فشار  مثانه به آرامی همراه است  ولی  فشار در مثانه آتونیک ( مثانه شل )  به بیش از  80 تا 90 میلی  لیتر  آب نمی رسد  و در اسفنکترومتری  ضعف اسفنکتر را  شاهد می  باشیم  که از لحاظ  بالینی با  آتونی و آرفلکسی عضلات مخطط مشخص می گردد.

 

سندرم ها یپوتونی دتروزر:

در نتیجه عدم کارکرد سگمان های نخاعی و در نتیجه کاهش تونوس مثانه ،حجم آن افزایش می یابد (ا 500  تا 700 میلی لیتر  آب) تونوس اسفنکتر می تواند کاهش یابد و یا اینکه این تونوس  طبیعی بوده و یا حتی افزایش  یابد .

 سندرم اسفنکتر هایپوتونیک  در S2-S4  روی می دهد و از مشخصات  آن ادرارهای  مکرر بدون ترومای کنترل ادراری می باشد .در اسفنکترومتری  به شکل واضحی  تونوس اسفنکتر کاهش  یافته است  و در سیستوگرام  تونوس  دتروزر  تا حدی کاهش  یافته و یا نرمال  می باشد و هنگام لمس اسفنکتر مقعدی و عضلات ناحیه   میان دو راه  کاهش تونوس آنان را شاهد هستیم.


سندرم هایپرتونی دتروزر :
این سندرم در اثر  اختلال هدایتی مثانه مشاهده می گردد  چنانچه   50تا 80 میلی لیتر  مایع وارد  مثانه کنیم    فشار داخل مثانه بسیار بالا می رود(تا 500 میلی متر آب )

در اسفنکترومتری ،  تونوس مثانه  بین 150 تا 100 میلی لیتر  جیوه می باشد  و عضلات پرینه در اثر   لمس منقبض می گردد(هایپرتونوس)

سندرم  هایپرتونوس دتروزر غلبه یافته : 

در هنگام سیستومتری با افزایش تونوس دتروزر و حجم کم مثانه (50 تا 150 میلی لیتر) روبرو هستیم  و افزایش فشار مثانه را در جواب به تزریق  50 میلی لیتر مایع شاهد هستیم و تونوس اسفنکتر ممکن است   نرمال  ، افزایش  یافته و یا کاهش  یافته باشد .همچنین برای تعیین قدرت انتقال الکتریسیته توسط مثانه از تحریک الکتریکی ترانس رکتال استفاده می کنیم . هنگامی که تغییرات دیستروفیک زیادی  در مثانه داریم دتروزر خاصیت تحریک شدگی خود را از دست می دهد و بدین صورت مشخص می شود

که در پاسخ به تحریک ،فشار مثانه افزایش نمی یابد.

درصد تغییرات دیستروفیک مثانه را از تعداد فیبرهای کلاژن در بافت مثانه تعیین می کند(به وسیله ی بیو پسی )


اختلال در مدفوع کردن نیز بستگی به سطح آسیب نخاعی دارد؛هنگامی که بیمار آسیب فوق سگمانی نخاع را دارد نمی تواند حس پر شدگی رکتوم و حس مدفوع کردن را درک کند. اسفنکترهای داخلی و خارجی مقعد دچار اسپاسم می باشند ,احتباس مدفوع ایجاد می گردد.هنگام آسیب سگمانهای نخاعی مسئول دفع ،با فلج شل اسفنکترها روبرو هستیم و اختلال در حرکات پریستالتیک روده مشاهده می شود و به این صورت بی اختیاری مدفوع وجود دارد و مدفوع به مقادیر کم و دفعات مکرر خارج می گردد.


در ضربات نخاعی ،همچنین یبوست هایپوتونیک را مشاهده می کنیم که دلیل اصلی آن بی حرکتی و یا کم حرکتی بیمار ،ضعف عضلات شکمی ،پارزی روده و حتی گاهی اوقات خونریزی از بواسیر نیز مشاهده می گردد( cosman و  همکاران -1993)


عواقب ارتوپدیک ضربه نخاعی به شرح ذیل است  :

عدم ثبات بخش آسیب دیده ی ستون فقرات

اسکولیوز و کیفوز،

در رفتگی های ثانوی

شکستگی های پاتولوژیک

تغییرات دژنراتیو در دیسک های بین مهره ای ،مفاصل و لیگامان ها، تنگی کانال نخاعی و فشار بر روی نخاع و این ها معمولا ً با درد همراه هستند و محدودیت حرکتی وجود دارد.

درمان و توانبخشی بیماران با آسیب ستون فقرات و نخاع



 

 

 

 

 

 

 

آسیب ستون فقرات و نخاع:منظور از این آسیب ، صدمه  مکانیکی  به ستون فقرات و یا دیگر اجزای  ستون فقرات شامل نخاع ،پرده های نخاعی و عروق و اعصاب نخاعی  است .

در نقاط  مختلف جهان  در بین هر یک میلیون نفر ،  29.4 الی 50 نفر مبتلا به آسیب نخاعی هستند و  بیش از 50% این افراد ، زیر 40 سال می باشند و مردان در مقایسه با زنان  2.5 تا 4 مرتبه بیشتر دچار آسیب نخاعی می شوند.


بیماران نخاعی پیچیده ترین بیماران مراکز توانبخشی هستند  و درمان این بیماران نیازمند  صبر
و حوصله کادر پزشکی است  . از اوایل دهه 1940 ، ابتدا در ایالت متحده و شوروی و سپس در انگلستان و سایر ممالک اروپایی ، مراکزی برای درمان بیماران نخاعی دایر شدند که خدمات تخصصی به این گونه بیماران را ارائه نمودند.


 

خدمات توان بخشی که به این بیماران ارائه می شود  به فاکتور های متعددی بستگی دارد که مهمترین آنان عبارتند از  :

-نوع آسیب

 -پایداری یا عدم پایداری ستون فقرات

-سطح آسیب

-چگونگی سیر بیماری در چند هفته پس از آسیب



انواع ترومای ستون فقرات به دو نوع ایزوله و مخلوط تقسیم می شود :

  نوع مخلوط شامل اندام های قفسه سینه، شکم، شکستگی استخوان ها بوده  و در این حالت نه تنها پزشکان توانبخشی، بلکه جراحان ، ارتوپدها، متخصصین سوانح و سوختگی نیز در روند درمان دخیل  هستند .

 آسیب می تواند به انواع بسته و باز، با توجه به تمامیت پوست تقسیم بندی شود ، بالاخص این تقسیم بندی از جهت  احتمال عفونی شدن کانال نخاعی در آسیب های باز اهمیت دارد .


در آسیب بسته ،آسیبی که به ستون فقرات و نخاع وارد می شود  ممکن است با هم منطبق نباشند، مثلا ٌآسیب نخاع ممکن است تمامیت بخش استخوانی، ستون فقرات را بر هم نزند و فقط با  یک نوع کوفتگی ستون فقرات همراه  باشد که این خود  با عواقب نورولوژیک سختی همراه است .


از طرفی دیگر ترومای ستون فقرات می تواند بدون عوارض  و با عوارض باشد .

بدون عوارض : عدم  آسیب  به کارکرد نخاع و ریشه های آن

با عوارض:  آسیب به  نخاع و ریشه های آن  (به غیر از آسیب به ساختارهای استخوانی و غضروفی ستون فقرات )


توان بخشی این بیماران یا با تاکید بر عنصر ارتوپد یک (آسیب ساختارهای استخوانی ) و یا نوروسرجری (آسیب کارکرد عصبی نخاع ) استوار می باشد.

 

آسیب بسته نخاعی را به فرم های ذیل تقسیم بندی می کنند :

 آسیب سیستم لیگامانی ( کشیدگی لیگامان ها و پارگی آنان)،دیسک ها ، شکستگی بدنه مهره ، شکستگی بخش خلفی مهره ( قوس مهره ها  ،زواید ترانسورس و زائده های خاری)


شکستگی – دررفتگی و یا دررفتگی خالص مهره ها که با جابجا شدن مهره ها همراه است و همچنین شکستگی انفجاری بدنه  مهره ها .


تمام آسیب های بسته  ستون فقرات می توانند با ثبات یا بدون ثبات باشند . در آسیب های با ثبات یکپارچگی دیسک ها،ساختمان های استخوانی و لیگامانی ستون فقرات حفظ گردیده است.

 


آسیب به ستون فقرات نخاعی هنگامی بی ثبات محسوب می گردد ،که دو مهره بیش از 5 میلی متر از هم فاصله بگیرند و یا اگر بدنه مهره ها زاویه ای بیش از یازده درجه با یکدیگر داشته باشند(البته این قانون در مورد دو مهره ی اول گردن صدق نمی کند .)


در حال حاضر برای تعیین ثبات ستون فقرات در بخش سینه ای و کمری از تئوری ((سه پایه ای )) که برای اولین بار توسط ارتوپد آمریکایی (دنیس 1981 ) مطرح شده استفاده می کنیم .

بر این اساس ستون فقرات به سه بخش قدامی، وسطی و خلفی تقسیم می گردد.

بخش قدامی شامل : لیگامان قدامی ،بخش قدامی حلقه های فیبروزی دیسکها و بخش قدامی بدن مهره ها را در بر می گیرد.
بخش میانی یا وسطی ،لیگامان طولی خلفی ،بخش خلفی حلقه های فیبروزی و بخش خلفی
بدنه ی مهره ها را در بر می گیرد.


سیستم خلفی ستون فقرات شامل:لیگامان های بین خاری ،لیگامان زرد کپسول مفصل و قوس های مهره می گردد.


همچنین آسیب هایی که دو بخش مهره ها یعنی بخش و سطی  و خلفی را گرفتار می کند،از نوع بی ثباتی محسوب می گردد.


 هنگامی که بدنه ی مهره ها می شکند و دو زائده مفصلی آسیب می بیند ، این مرحله  بی ثباتی کامل نامیده می شود  و اگر  در هنگام در رفتگی مهره ها  بدنه یک مهره  و یا یک زائده مفصلی آسیب ببیند  ، به آن   بی ثباتی نسبی می گویند .


در آسیب های  از نوع  بی ثبات ممکن است دو مهره ی مجاور بر روی هم بلغزند و بر روی نخاع و عروق بزرگ ، فشار آورند. به همین دلیل تشخیص بی ثباتی ستون فقرات از اهمیت فوق العاده ای برخودار است.


و در این مواقع باید ستون فقرات آسیب دیده را به خوبی فیکس کرد تا از دفرمه شدن آن در آینده جلوگیری به عمل آورد .

 

 

 

 









صدمات وارده به  بخش گردن و سینه ای فوقانی و میانی ستون فقرات،تقریبا ٌ  با ترومای نخاع همراه می باشد

آسیب به بخش سینه ای – کمری و کمری ستون فقرات فقط در 30 تا 70 درصد  موارد با  عوارض نورولوژیک  همراه است .( آملینا . ا ُ . آ 1998 )


تروماهای بسته ی نخاع به انواع :ضرب خوردگی ،تکان خوردن نخاع و فشار بر روی نخاع تقسیم می گردند.

تکان خوردگی نخاع با عواقب قابل برگشتی همچون آسیب های سگمانتال همراه می باشد که به خودی خود و یا با درمان پس از 7-5 روز این اختلالات از بین می روند.

 ضرب خوردگی نخاع با تغییرات قابل باز گشت و هم غیر قابل بازگشت همراه می باشد

 ممکن است یکپارچگی نخاع بر هم ریخته باشد و بین دو سر نخاع فاصله (موجود باشد و یا آسیب آکسونال که در آن از لحاظ ظاهری نخاع سالم است  ولی سیستم های انتقالی آن آسیب دیده اند.

 اینکه تا چه حد عملکردهای نخاعی قابل بازگشت می باشند و یا خیر پس از پایان دوره ی شوک نخاعی قابل پیش بینی می باشد.


برخی از محققین درجات مختلفی را برای ضرب خوردگی نخاع در نظر می گیرند.

ضربه ی سبک به نخاع که  با سندرم آسیب هدایت بخشی از فعالیت های نخاعی همراه است و در عین حال، بازتوانی کامل در طی یک ماه حاصل می گردد.


ضربه ی متوسط به نخاع  که  با سندروم آسیب هدایتی کامل و یا نسبی همراه است که کارکرد های نخاعی بصورت نسبی در عرض 3-2 ماه احیا می گردند .


ضربه ی سنگین با بهبود بسیار کمی همراه است و یا نخاع خاصیت هدایتی خود را به طور کامل از دست می دهد.


 قطعات شکسته ی استخوان و یا قطعاتی از دیسک و لیگامان ها  می توانند  بر روی  نخاعی  فشار وارد  آورند . فشار هماتوم های داخل پرده ای و یا داخل نخاعی  بر روی نخاع فشار وارد می کند و باعث تورم نخاع می گردد و این ادم خود باعث نکروز بخشی از نخاع می شود و به این صورت نخاع قابلیت پیام رسانی  خود  را بطور کامل و یا به طور نسبی از دست می دهد.


در موارد تکان خوردگی  و ضرب خوردگی نخاع   می توان از  درمان های  محافظه کارانه  استفاده نمود   ولی در موارد فشردگی نخاع حتما ٌ باید عمل جراحی اورژانسی صورت گیرد تا فشار از روی نخاع برداشته شود.


آسیب باز نخاعی ناشی از  سلاح گرم یا  بدون سلاح گرم  را بر اساس اینکه آیا سخت شامه نیز آسیب دیده است یا خیر به انواع غیر نفوذی (سخت شامه سالم است) و نفوذی(آسیب سخت شامه)تقسم می کنند وبا توجه به اینکه سخت شامه از نفوذ عفونت به پرده های زیرین نخاعی و نخاع جلوگیری می کند، تعیین آسیب آن بسیار مهم می باشد و چنانچه عفونت به پرده های نخاعی منتقل گردد کل نخاع را درگیر می کند .

 میزان آسیب های ایجاد شده  بر اساس   نشت مایع مغزی نخاعی و یا در هنگام عمل جراحی مشخص می شود  و از لحاظ بالینی آسیب های باز می توانند (    conductive  disorder  )(  نخاع نمی تواند  پیام های عصبی  را منتقل نماید ) نسبی و یا کلی نخاع همراه باشند.


منبع :آسیب نخاعی